قرآن كريم میفرمايد : " هرگاه میخواهيد وارد خانههايی بشويد از در آن
خانهها و ارد شويد " .
اين دستور العمل ابتدا خيلی ساده و كوچك
به نظر میرسد ، زيرا هر كسی برای خود اين اندازه شعور و ادراك قائل هست كه اگر خواست وارد محوطهای بشود ، از قبيل يك خانه مسكونی ، و يا يك
اداره ، ببيند در آن خانه يا اداره كجاست و از در داخل شود نه از ديوار
.
ولی اين يك قاعده و اصل كلی است ، انسان بايد توجه داشته باشد كه
....
تنها خانه و يا اداره نيست كه در ورودی و ديوارهای بلند دارد و راه ورود
آن منحصرا آن يك يا چند در است ، اساسا زندگی و خوشبختی مانند يك محل
و يك ساختمان كه از خشت و گل بنا شده درهايی دارد و انسان بايد اولا آن
درها را بشناسد و ثانيا خود را عادت دهد كه هميشه از راه راست و مستقيم
و در ورودی زندگی وارد زندگی شود و خوشبختی را جستجو نمايد . اين قاعده
كه :
" مپيچ از راه راست بر راه كج - چو در
هست حاجت به ديوار نيست "
يك قاعده كلی است در زندگی بشر ، چشم
بصيرت میخواهد كه راههای صحيح ورود در محوطه زندگی را بشناسد و پشت
ديوار و حصار زندگی معطل و متحير نماند .
در حديث است كه : " خداوند خوشی و آسايش را در دو چيز قرار داده :
يقين و رضايت خاطر ،
و ناراحتی و رنج را در دو چيز ديگر قرار داده :
ترديد و خشم " .
" يقين " همان ايمان محكم و پا برجاست به اينكه جهان
مدبری دارد حكيم و آنچه انبياء به عنوان بشارت و
انذار گفتهاند ، يعنی نسبت به نيكوكاری نويد دادهاند و نسبت به بدكاری
اعلام خطر كردهاند ، همه راست و درست است.
اما " رضايت خاطر " يعنی
خوشوقت بودن و خشنود بودن از اينكه عمل خويش را آن طور انجام داده كه
ناموس عالم حكم میكرده است ، وجدانش راضی است كه به وظايف خود عمل
كرده است
منتهای سعادت همين است كه آدمی در ناحيه عقل و فكر دارای محكم ترين
اطمينانها و در ناحيه احساسات و قلب دارای پاك ترين نيتها و در ناحيه
عمل دارای نيكوترين عملها باشد . زندگی پاك و پاكيزه و سعادت بخش همين
است .